خرید بک لینک

طبق نظریه مالی، هدف مدیریت، ایجاد ارزش برای ذینفعان، به ویژه برای به حداکثر رساندن ثروت سهامداران است. علی رغم پژوهش تجربی و نظریهپردازی گسترده، بحثهای قابل ملاحظهای در این مورد که آیا سیاستهای بررسی از مرجع تقسیم طبق کپی رایت سود در دستیابی به این هدف نقش دارند وجود دارد. سیاستهای بررسی از مرجع تقسیم طبق کپی رایت سود به خط مشی پرداختی که یک شرکت در تعیین اندازه و توزیع الگوهای برای سهامداران در طول زمان دنبال میکند اشاره دارند. شرکتها پول نقد را از طریق سود سهام نقدی، بازخریدهای سهام، و به ویژه سود سهام تعیین شده به سهامداران توزیع میکنند. دی آنجلو و همکاران (2004) گزارش میکنند که شرکتهای آمریکایی به ندرت سود سهام تعیین شده به طور ویژه را مگر در مواردی که یک سود بزرگ یک بار وجود داشته باشد پرداخت میکنند، با وجود این حقیقت که آنها یک بار به اندازهی سود سهام نقدی منظم، رایج بودند.
تحقیقات اولیه در مورد سیاستهای تقسیم سود، دو دیدگاه بسیار متفاوت را در مورد ارتباط بین سود سهام نقدی و ارزش شرکت ارائه میدهند. یک دیدگاه که به میلر و مودیلیانی (1961) نسبت داده میشود و در بلک (1961) تکرار میشود نشان میدهد که تقسیم سود سهام برای ارزش شرکت نامناسب و احتمالا تنزل دهندهی ارزش است. بلک در مقاله کلاسیک خود (ص 5) اشاره میکند که «هر چه نگاه ما به تصویر تقسیم سود سهام سختتر باشد، آن بیشتر شبیه یک پازل به نظر میرسد، با قطعاتی که با هم جور در نمیآیند». چشمانداز دیگر، که در کارهای کلاسیک ویلیامز (1983)، لیندنر (1965)، و گوردون (1959) نشان داده شده است، سود سهام را به عنوان یک تعیین کنندهی مهم ارزش شرکت در نظر میگیرد. در دورهی پس از این دیدگاههای اولیه، محققان به بررسی اهمیت تصمیمهای توزیع، برای ارزش شرکت پرداختند. همانطور که بیکر و همکاران (2002) نتیجه میگیرند، «علی رغم حجم زیاد تحقیقات، ما هنوز همه پاسخهای برای پازل تقسیم سود سهام را فراهم نکردهایم». تقریبا یک دهه بعد، بیکر و همکاران (2001، ص 305) نتیجه میگیرند که «شواهد تجربی در این مورد که آیا سیاست تقسیم سود سهام دارای تاثیر روی ارزش یک شرکت است توصیهی متناقضی را برای مدیران شرکت ارائه میدهند». با این وجود، پیشرفتهای قابل توجهی در مطالعه سیاستهای پرداخت در طول چند دهه گذشته ایجاد شدهاند.
در مطالعه سیاستهای تقسیم سود سهام، محققان معمولا بر دو رویکرد اصلی تکیه دارند. رویکرد اول از تجزیه و تحلیل آماری دادههای مالی منتشر شده برای تست فرضیههای مختلف در مورد سیاستهای تقسیم سود سهام استفاده میکند. چیانگ و همکاران (2006) ادعا میکنند که چنین دادهای مبتنی بر نتایج واقعی میتوانند واقعیت سطح را توضیح دهند اما نمیتوانند انگیزه را بسنجند. همانطور که فرانکفورتر و وود (2003) اشاره میکنند، «هیچ نظریهای بر اساس پارادایم اقتصادی تاکنون توسعه نیافته است بنابراین این کاملا پایداری سیاست پرداخت شرکت را توضیح میدهد.»
رویکرد دوم از روش مروری (بررسی اجمالی) برای به دست آوردن دادههای اولیه درباره خط مشی تقسیم سود سهام از مدیران مالی و بقیه استفاده میکند. همانطور که فرانکفورتر و همکاران (2002، ص 202) بیان میکنند، «… انگیزه و برداشت افراد را نمیتوان به طور ساده با تجزیه و تحلیل دادههای بازار درک کرد». طبق نظر توفانو (2001) و گراهام و هاروی (2001) ، استفاده از رویکردهای تجربی مختلف میتواند به معتبرسازی نتایج مطالعات کمّی با استفاده از رویکرد بازار-محور کمک کند. تحقیقات مروری، پژوهش را بر اساس دادههای ثانویه تکمیل میکنند و بینشهایی اضافی را در این مورد که چرا شرکتها در تصمیمات مربوط به سیاستهای تقسیم سود سهام درگیر میشوند فراهم میکنند.
هدف اصلی ما فراهم ساختن مقدمهای برای این مساله ویژه «امور مالی مدیریتی» در مورد سود سهام و سیاستهای تقسیم سود سهام است. ما مروری کلی و ترکیبی از برخی مقالات مهم را با روندها و چشماندازهای مختلف به ترتیب وقوع ارائه میدهیم، حقایق تلطیف شده را فراهم میکنیم، پیامدهای عملی را ارائه میدهیم، و مسیرهایی را برای تحقیق آینده پیشنهاد میکنیم. ما همچنین قطعاتی از پازل تقسیمبندی سود سهام را که در مقایسه با بقیه، پشتیبانی تجربی بیشتری را دریافت کردهاند، شناسایی میکنیم. اگرچه تمرکز اصلی ما روی سود سهام نقدی است، مرور مقالات در زمینه بازخریدهای سهام، و به ویژه سود سهام تعیین شده به صورت خاص، در بیرمن (2001)، ورمالن (2005) بیکر (2009)، بیکر و همکاران (2011) و غیره قابل دسترس هستند.
با توجه به مقالات گسترده در زمینه تقسیم سود سهام، این مرور ناگزیر ناکامل است. برخلاف مرورهای مقالات که بررسیهای دقیقی از نظریهها و شواهد تجربی مطالعات انفرادی را فراهم میکنند، ما رویکرد متفاوتی را اتخاذ میکنیم و چشمانداز وسیعتری را ارائه میدهیم. سهم متمایز این مقاله این است که ما نتیجهگیریهای مهم بر اساس یافتههای نظری و تجربی از کتابهای مربوطه و مرور مقالات در زمینه سیاستهای تقسیم سود سهام از سال 2000 را ترکیب میکنیم. ما به ویژه مروری از تحقیقات را با تمرکز روی بینشهای جدید برای پرداخت سود سهام نقدی فراهم میکنیم. تعجبآور نیست که نتیجهگیریهای به دست آمده از بررسی مقالات مختلف گاهی اوقات یکدیگر را نقض میکنند. ترکیب (سنتز) ما، نتایج به دست آمده از تجزیه و تحلیلهای آماری و بررسیهای مدیریتی را ادغام میکند.برای هدف ما نیاز به ارائه سیستماتیک مرورهایی از مطالعات انفرادی با توجه قابلیت دسترسی مرورهای عمیق مختلف مقالات در زمینه سیاستهای تقسیم سود سهام وجود ندارد. این رویکرد نامعمول است اما برای فراهم ساختن پس زمینهای از این مساله اساسی امور مالی مدیریتی مناسب است. به منظور اجتناب از تفسیر نادرست یا فیلتر نتیجهگیریهای فراهم شده در این مرورها، ما آنها را اغلب در کلمات خود محققان ارائه میدهیم.
ادامه مقاله به صورت زیر سازماندهی میشود. دو بخش بعد، این مساله اساسی را مورد بررسی قرار میدهند که آیا سیاستهای تقسیم سود سهام دارای تاثیر روی ارزش شرکت و از اینرو ثروت سهامدار به وسیله بررسی مناسب یا نامناسب بودن تقسیم سود سهام هستند. پس از آن، مروری از روندهای و پرداختهای سود سهام در طول زمان ارائه میشود. دو بخش بعدی به بررسی دو پرسش مهم میپردازند: چرا شرکتها سود سهام پرداخت میکنند؟ چه چیزی اندازه پرداختهای سود سهام را تعیین میکند؟ بخشهای باقیمانده، برخی حقایق تلطیف شده، پیامدهای ضمنی عملی، زمینههای تحقیق بیشتر، و مشاهدات نهایی را ارائه میدهند.

برچسب: نویسنده: مهتاب طباطبایی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 22:01

صفحه بندی